تبلیغات
توریست - و من مردم
وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان
حمید (361)

موضوعات
عمومی (21)
مطالب جالب (85)
خنده دار (60)
موزیک (107)
دانلود نرم افزار (11)
عاشقانه (51)
آموزشی (9)
اخبار (9)
ادبی (4)
آنتی ویروس (4)

ماهنامه
خرداد 1385 (3)
بهمن 1384 (4)
دی 1384 (6)
آذر 1384 (7)
آبان 1384 (14)
مهر 1384 (33)
شهریور 1384 (31)
مرداد 1384 (52)
تیر 1384 (33)
خرداد 1384 (56)
اردیبهشت 1384 (27)
فروردین 1384 (20)
اسفند 1383 (34)
بهمن 1383 (36)
دی 1383 (5)

صفحات


جستجو
جستجو در بلاگ


دوستان
مهبد
یه سایت توپ
من از نسل عاشقانم
پارسیان دانلود
لردگان (بهشت ایران)
سرزمین عجایب ۲۰۰۶
رویاهای آبی
پاسارگاد
داستانهای مرد تنها
گل و گلدون شیرین و اردشیر
آرین
هزار و یکشب
حرف دل
ابزار ماهواره و کد ریسیور
داداش سامان
آوای آزاد
شاهزاده ایرانی
من بهنازم
مصطفی عشقی
شهر جوک
عشق کده
من در Orkut

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



02:09 ق.ظ<-یکشنبه 13 شهریور 1384<-یکشنبه 13 شهریور 1384
و من مردم

… و من مردم. همین طور كه از خوشحالی فرار از اجاره خانه و قبض تلفن و قسط و دود و ترافیك در پوست خود نمی گنجیدم، به انتظار سوال و جواب فرشته آسمانی نشسته بودم. اما مامور دیگری آمد با یك بغل پرونده و كاغذ، خودش را مامور حسابرسی مالی معرفی كرد و خیلی خشك پرسید: چقدر پول پس انداز كرده بودی مرد جوان؟ سرم را پایین انداختم و گفتم، ای، فكر كنم هنوز 20، 30 هزار تومان از وام ازدواجم مانده بود. چشمان مامور حسابرسی از فرط خشم سرخ شد و گفت: خودت را مسخره كن، جدی پرسیدم. گفتم: قربان، باور بفرمائید بنده هم شوخی نكردم. گویی قیافه كج و معوج من، قانعش كرد، هر چند هنوز دست بردار نبود: جوانك، یعنی در این مدت نتوانستی هفت، هشت میلیونی كنار بگذاری؟ گفتم: نه، ولی اصلاً این سوال و جواب ها به چه كار می آید؟ پاسخ داد: طبق قانون و تبصره جدید، افرادی كه دست كم هشت میلیون تومان پس انداز ندارند، حق مردن ندارند، بر همین اساس تو باید به دنیا باز گردی. شوكه شدم. تحمل بازگشت به بدبختی و مصیبت _ به خصوص ترافیك خیابان ها _ را نداشتم. التماس كردم: مهلت بدهید، مهیا می كنم. ابروانش را بالا انداخت و گفت: نچ، فاز نمی دهد، جان شما.
گفتم حالا پول به چه دردم می آید؟
نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و جواب داد: یعنی می خواهی بگویی از مخارج مردن چیزی نمی دانی؟ ای كودن، بنشین تا برایت بگویم:
با فرض بر این كه جان بی مقدارت را بی هیچ متلاشی شدن و یا سوختنی از دست داده باشی، پس گرفت هیكل بی خاصیت تو از سردخانه بیمارستان به اضافه هزینه ترخیص، اخذ گواهی فوت و اجازه پزشكی قانونی برای دفن و انعام مرده شور، 100 هزار تومانی آب می خورد كه تازه اول ماجراست. بعد، بازماندگان باید به فكر خرید قبر باشند. اگر خیلی سانتی مانتال باشی و بخواهی سر مرگت را در یك قطعه خوش آب و هوا و اعیان نشین گورستان بر زمین بگذاری، برای قبر دو طبقه اعلا، باید چند میلیونی بسلفی، یادت باشد سنگ قبر هم بین 200 تا 300 هزار تومان خرج دارد. البته اگر زرنگ بوده باشی و در زمان حیات، دل یكی از پیرمردها و پیرزن های فامیل را كه قبر پیش خرید كرده اند به دست آورده باشی، ممكن است شانس بیاوری و بخواهند قبرشان را به تو بدهند كه در این صورت، برای وكالت سند 400 هزار تومان پول لازم داری.
بعد از این كه چال شدی و بازماندگانت، كلی بابت سرویس ایاب و ذهاب مدعوین و حلوا و خرما و دستمزد مداح و اعلامیه پیاده شدند تازه نوبت به مجالس ترحیم و یادبود و شام و نهار و روز سوم می رسد. به این خرج، هزینه شام و مراسم روز چهلم را اضافه كن. از سال هم كه نمی شود صرف نظر كرد، افت دارد. حالا بنشین این مبلغ ها را با هم جمع كن، ببین اگر پولی كنار نگذاشته باشی، بازماندگانت چه مصیبتی را باید از سر باز كنند؟
كمی كه فكر كردم، دیدم درست می گوید: مردنم در این شرایط پاپتی گونه، اصلاً به صرفه نیست و بازگشتم.





ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

Designers
LostLord+Alireza Asgari