تبلیغات
توریست - خلقت زن
وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان
حمید (361)

موضوعات
عمومی (21)
مطالب جالب (85)
خنده دار (60)
موزیک (107)
دانلود نرم افزار (11)
عاشقانه (51)
آموزشی (9)
اخبار (9)
ادبی (4)
آنتی ویروس (4)

ماهنامه
خرداد 1385 (3)
بهمن 1384 (4)
دی 1384 (6)
آذر 1384 (7)
آبان 1384 (14)
مهر 1384 (33)
شهریور 1384 (31)
مرداد 1384 (52)
تیر 1384 (33)
خرداد 1384 (56)
اردیبهشت 1384 (27)
فروردین 1384 (20)
اسفند 1383 (34)
بهمن 1383 (36)
دی 1383 (5)

صفحات


جستجو
جستجو در بلاگ


دوستان
مهبد
یه سایت توپ
من از نسل عاشقانم
پارسیان دانلود
لردگان (بهشت ایران)
سرزمین عجایب ۲۰۰۶
رویاهای آبی
پاسارگاد
داستانهای مرد تنها
گل و گلدون شیرین و اردشیر
آرین
هزار و یکشب
حرف دل
ابزار ماهواره و کد ریسیور
داداش سامان
آوای آزاد
شاهزاده ایرانی
من بهنازم
مصطفی عشقی
شهر جوک
عشق کده
من در Orkut

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



03:10 ق.ظ<-دوشنبه 9 آبان 1384<-دوشنبه 9 آبان 1384
خلقت زن

خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »

خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »

او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

 

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

 

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »

خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

تازه به این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. »

 

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،

از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

 

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

« این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید » .

خداوند فرمود : نمی شود !!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند

و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

 

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

« اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی » .

« بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند

و زحمت بکشد . »

فرشته پرسید : « فکر هم می تواند بکند ؟ »

خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . »

 

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

« ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. »

خداوند مخالفت کرد : « آن که نشتی نیست، اشک است. »

فرشته پرسید : « اشک دیگر چیست ؟ »

خداوند گفت : « اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش. »

فرشته متاثر شد.

شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.

 

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

سختی ها را بهتر تحمل می کنند



ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

Designers
LostLord+Alireza Asgari